لیندالیندا، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 15 روز سن داره

دختر ناز من

دامنه لغات تا 14ماهگی

1394/6/17 10:39
نویسنده : مامان مریم
216 بازدید
اشتراک گذاری

خدایا شکر

دخترم تا الان کلی کلمه بلده بگه 

میتونه منظورش برسونه

کلمات و به ترتیب تکرار می‌نویسم اول پر تکرارها

 

 

 

1_ بابا : تقریبا از شش ماهگی نا مفهوم گفتی بابا تا الان که خیلی قشنگ میگی و بابایی و صدا میزنی و بهش میگه بابا اونجا دد.یا تلفن و برمی داری و میگی با با

2_ درد : خیلی خوب مفهومش و میدونی وقتی زمین میخوری هر جان درد بگیره میگی و بعد میگی بوس کنیم یا وقتی مریض میشی و سردرد می گیری میزنی رو سرت میگی درد ماچ.و ماهم کلی بوسه بارونت میکنیم

3_ اینجا : میشینی زمین و میگی وسیله هات و بزاریم کنارت اما جایی که دقیقا خودت با دست هایی کوچولو و نازا میزنی کف زمین و میگی اینجا

4_ مووو : صدای گربه هر جا گربه میبینی یا حتی اگه یک بار یه جایی گربه دیده باشی بلافاصله صداش و در میاری

5_ گل : هر جایی که ببینی حتی رو پتو رو لباس

6_ جیش :وقتی شب میشه و بابایی سرکار و تو دل تنگش میشی به سمت بیرون اشاره میکنی میگی بابا جیش چون دست شویی و در بیرون کنار هم هستن همش فکر میکنی بابا رفته جیش. وقت هایی هم که پی پی کرده باشی سریع بهم میگی جیش و به دست شویی اشاره میکنی

7_ بابایی : خداحافظی

8_  لاغ : کلاغ 

9_شیر

10_ گبه

11_ این بده

12_ نه

13_  هاپ

14_ نوم نوم

15_ رف

16 _ نیس 

17_ عین

18_ تاب

19_ گاو

20_ آیینه

21 _امام : حمام و که اینجوری تلفظ میکنی

22 _ آب 

23 _ داغ

24 _ خور : بخور

25 _ پیتکو پیتکو : هر جا اسب میبینی میگی

26 _ این بگیر

27 _ اوه اوه : هرجایی و که بهم می ریزی یهو من سر میرسم میگی اوه اوه اوه 

28 _ دادا : بجای نی نی  میگی  دادا دختر پسر هم نداره

29 _ عطس : همش میگی عطس و بعد عطسه میکنی کلی اینجوری با هم بازی میکنیم حتی وقتی سرما میخوری و عطسه میکنی کلی می خندی

30 _ عین : چشم به عربی میگی

31_ عینه : عینک

32_ بازی یه بار وقتی همگی سر سفره نشستیم و تو از سر سفره پاشید و به پسر عمه ها اشاره کردی بیان باهات بازی کنن اما چون اونها توجه نکردن و ما بهت گفتیم الان وقت شام یهو بلند گفتی بااازی خیلی واضح و قشنگ

33 _  توپ

34 _ آن آن : ماشین سواری

35 _ دو دو : به قطار اسباب بازی میگی

36 _ دااالی یا دی

37 _ تب تاب : لب تاب

38 _ کباب : کتاب

39 _  ماس : ماست

40 _ نانایی

41 _ جیز : به قیچی و وسایل خیاطی کلا چون.ممنوع دست زدن بهش میگی چیز

42_  اه اه  : به اشغال های روی زمین میگی

43 _ ددو : جد و

44 _ ضوه : نور

45 _ قوه : چراغ قوه

46 _ اعداد : معمولا وقتی میخواهی از بلندی بپری میگی دو ده .اگه ما بشماریم یک دو سه چهار تو میگی سه چار

47 _ بیز : باز

 48 _ بریم

49 _  گوجه 

50 _ این بگه : یعنی به این بگو

51 _ اشین : بشین

52_ عکس

53 _ پیس پیس : اسپری

54 _ نه

55 _ فیش : همون ماهی

56 _ ماهی

57 _ تا تا

58 _ پیش : پیشی

59 _  افش : کفش

60 _ اطو : تقریبا هر وقت اطو کاری دارم بدون بدون میایی میگی اطو داغ داااااغ؟ بعد سریع دستت و میلیونی ببینی داغ هست یا نه

61 _ لاک 

62 _ عموووو

63 _ امی : دایی امید

وخیلی مفاهیم دیگه تقریبا تمام واژ هایی که من و بابایی حرف میزنیم و دخترم متوجه میشی و انجام میدی  وقتی به بابایی تعریف میکردم امروز لیندا سرش درد میکرد هی میگفت درد و من میبوسیدم تو که  حرف هامون رو شنیدی از روی مبل بدو بدو پایین دویدی و اومدی پیش بابایی اشاره کردی به سرت و به بابایی هم گفتی ببوسه 

 

پسندها (1)

نظرات (0)